شيخ ذبيح الله محلاتى

234

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ورود رسول خدا بخانهء خديجه و مكالمات ايشان پس رسول خدا بيامد و بر آن كرسى قرار گرفت خديجة ديگرباره از سفر و سود تجارت پرسش نمود و گفت ديدار تو بر من مبارك افتاد و از روى شوق اين اشعار بسرود . فلو اننى امسيت فى كل نعمة * و دامت لى الدنيا و ملك الاكاسرة فما سويت عندى جناح بعوضة * اذا لم تكن عينى بعينك ناظرة * * * اگر بكوي تو باشد مرا مجال وصول * رسد ز دولت وصل تو كار من بحصول مرا اميد وصال تو زنده مىدارد * و گرنه از غم هجرت نشسته زار ملول پس خديجه گفت اى سيد من ترا در نزد من حق بشارتى است اگر فرمائى حاضر كنم آن حضرت فرمود من نخست عم خويش را ديدار كنم و بازآيم و از آن خانه بخانهء ابو طالب درآمد و قصه‌هاى خويش را بگفت و فرمود اى عم من آنچه در اين سفر بدست كرده‌ام ترا باشد ابو طالب آن حضرت را در بر كشيد جبين مباركش را بوسه داد و گفت مرا آرزوست كه از بهر تو درخور شرف و جلالت تو زنى آورم پس از آنچه خديجه ترا بمژده دهد دو شتر از بهر تو خواهم خريد و از آن زر و سيم كه بدست شده است از بهر تو زنى كابين كنم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود هرچه پسنده داري روا باشد و از آنجا سر و تن را شسته و خويشتن را خوش‌بو ساخته و جامهء نيكو در بر كرده و به خانه خديجه آمد و خديجه از ديدار او شاد شد و با كمال شوق اين اشعار بسرود . دنى فرمى من قوس حاجبه سهما * فصادفنى حتى قتلت به ظلما و اسفر عن وجه و اسبل شعره * فبات يباهى البدر فى ليلة ظلما فلم ادر حتى زار من غير موعد * على رغم واش ما احاط به علما